سخت ترین تصمیم
خدایا خودت می دونی چقدر ما هم دیگرو دوست داریم. می خوای امتحانمون کنی؟! باشه . ما که گفتیم همه جوره پایه ایم . اما خدایا آخه ما انسانیم مگه چقدر طاقت داریم؟ خدایا یه اعتراف: کم آوردم. دیگه نمی کشم. بچه ها دیروز بابام فهمید. مسعود اومده بود تو محلمون که دوستشو ببینه ، همسایه پایینیه ما ـ تعمیرگاهیه ـ زنگ می زنه یه داداشم می گه که این اومده طرفهای خونتون و بعدشم زنگ می زنه به بابام. داداشم می ره پایین با مسعود دعوا. داداشم: اینجا چیکار می کنی؟ مسعود: اومدم دوستمو ببینم . داداشم: دنبال شر می گردی؟ مسعود: من برای دعوا نیومدم . داداشم: هدفت چیه؟ مسعود: من مهدیرو واقعا می خوام. داداشم : تو بیخود می کنی. به چه قیمتی؟ مسعود : به هر قیمتی که شده. حتی اگه تو این راه بمیرم. حتی شده ۱روز بیشتر باهاش زندگی نکنم .
همون موقع بابام با ماشین می رسه. می خواست همون جوری با ماشین بره بزنه بهش که یهو اصلا چی می شه که در عرض ۱ ثانیه داداشم می چرخه میاد جلوش..... بابا پیاده می شه عصبانی می ره تو تعمیرگاه ۱ میله آهنی بر می داره که یا بره جفت پاهاشو قطع کنه یا بزنه بکشتش که کارگرا مسعودرو فراری می دن. منم بالا تو خونه داشتم از ترس سکته میکردم و فقط به خودم می لرزیدم. (ساعت ۱۲)
بابا تا ۴ خونه نیومد . چون اگه میومد منو سالم نمی ذاشت. ۴ هم که اومد دید من تو اتاق خوابم (مثلا) بیدارم نکرد. تا ۷ . ۷ که بیدار شدم صدام کرد گفت بشین. تازه دوربین هم روشن کرد گذاشت گفت این دوربین شاهد امروزمونه که بعدا تو ازدواج کردی اومدی خونم گ فتی بابا مسعود تریاک می کشه- هروئینی شده- دزد شده - می زنه و .... من این فیلمو واست می ذارم میگم برو همون خونت زندگیتو کن. چون خودت انتخاب کردی و خودت خواستی. بعد کلی باهام حرف زد. گفت این پسره ی داره که به خاطرش آبرو واسمون نذاشتی؟؟؟؟ به چیه این دل بستی؟ بعد از کلی حرف زدن گفت ۲ تا راه واست میذارم:
۱: اینو دوستش داری. اونم دوستت داره. می خواید با هم زندگی کنید. باشه . من بعد از اینکه کلی بیوگرافیه خودشو - خانوادشو - کارشو - تحصیلشو - ...... در آوردم و فهمیدم که می تونه تورو خوش بخت کنه و دیدم بافت خونوادش به ما می خوره بعد تازه کلی شرط تو عقدنامه واسش می ذارم .
۲: یا میگی که تو اصلا اینو دوست نداری و نمی خوای و فقط اونه که مزاحمت می شه و ولت نمی کنه. اونوقت من از کلانتری - آگاهی- دادگاه و دوستایی که دارم اقدام می کنم که اونا پیگیری کنن و بکشنونش دادگاه و ازش تعهد بگیرن که دیگه مزاحمت نمی شه و اگه تو هر جای دنیا بلایی سر تو بیاد اون مقصره. و تو هم باید بیایی امضا کنی که اون اذیتت می کنه.
گفت که من زندگیتو تو راهه اولیه تاریک میبینم .
شرطها: ۱- بعد از ازدواج باید بیایی خونه ی ما زندگی کنید . ۲- حق نداره وقتی تو خونه تنهایی و خونوادت خونه نستن اون بیاد خونه. ۳- هر دختر و پسری آرزوشون عروسیه . باشه اون واست عروسی بگیره اما هیچ کدوم از خونواده ی ما ـ خاله هات - دختر خاله هات- عمه هات و...... - هیچ کس نمیاد عروسیت . اصلا فکر کنه تو خانوداه نداری. ۴- بعد از ازدواج نباید با یکی ازو دوستاش بگرده ـ چه مجرد و چه متاهل - ۵ - حق نداره خونه ی هیچ کدوم از فامیلات بیاد. ۶- حق ندارید ۲ تایی جایی برید و ....
گفت همه ی اینا تو عقد نامه نوشته می شه و هر موقع زیر ۱ دونه از حرفاش زد من سریع طلاقتو می گیرم.
به بابا گفتم که مسعود نه دزد می شه نه تریاکی و...... چون زندگیشو دوست داره .و نمی خواد که خراب شه. گفت مگه اونایی که اینجوری شدن می خواستن؟ گفتم اگه می خواست بشه تا الان می شد. گفت سختی نکشیده تو زندگی و کم نیاورده که بخواد بره سراغ این چیزا.
دیشب تا صبح بیدار بودم و با خودم کلنجار می رفتم که چیکار کنم.
اس ام اس های مسعود: مهدیه به خدا خیلی دوست دارم باهاش حرف بزنم و از سختی های زندگیم بگم و مطمئنم که بابات زارزار گریه می کنه . حرفهایی که تا حالا به هیچ کس نگفتم .
۲- مهدیه عیب نداره بذار تحقیق کنه . من که کاری نکردم . بذار هر چقدر که می خواد شرط بذاره . باید به تک تکشون عمل کنم چون نمی خوام از دستت بدم .
۳- خوب منم دوستت دارم .و می خوام که خوشبختت کنم . ولی ه جوری زنگ بزنم و ببینمش ؟ تو که دیروز اون صحنرو ندیدی که چجوری با چوب و آهن دنبالم می کرد
۴- مهدیه من می دونم تورو از کی بگیرم . ۲سال پیش تو هیئت نذر کرده بودم که قلبم خوب شه . و خوب شد . پارسال نذر کردم که تو قبول کنی و باهام خوب شی و فقط مال خودم شی و امسال نذرمو بر آورده می کنم. امسال می خوام که سال دیگه مال هم شیم و خانوادت راضی شن.
۵- مهدیه یه عروسیی برات بگیرم که خودتم باورت نشه . می کاری ندارم که مامان بابات ی می گن . من فقط می خوام خوش بختت کنم . بهشون نشون می دم که من میتونم فقط.
۶- مهدیه نمی دونم با ه زبونی بهت باید حالی کنم؟ من عاشقتم و تا آخر عمرم هم پاتم .
۷- به خدا اگه من از دستت بدم من یه قطره هم گریه نمی کنم. ۱ کاری می کنم بقیه به حالم گریه کنن .
۸- یعنی اگ من دامادشون شم آبروشون می ره؟ مگه من دزدم - قاتلم - جیب برم - اراذل اباشم ...؟ من کاری نمی کنم که کسی آبروش بره
۹- مهدیه من کم نمیارم . من تا آخرش هستم و نه کم میارم نه بدبخحت می شم. و ۱۰۰ در ۱۰۰ هم خوش بختت می کنم . .....................................
منم جدایی رو انتخاب کردم . و با مسعود بهم می زنم . هر بلایی هم سرش میاد برام مهم نیست
خدایا خودت کمکم کن. آخه من چه میدونم داداشم راست میگه - پسر خالم- بابام. ........................
یا امام جواد آقاجان خودت می دونی که ما چقدر همو دوست داریم . فقط خودتون چشمامو باز کنید. آیا اون واقعا منو می خواد یا الکیه!!!